هواشناسي مي گويد ، هواي گيلان و مازندران باراني است و برخلاف آنجا ، تهران امروز روز گرمي را پشت سر گذاشته .... در دلم به تهراني ها سوسو مي دهم ! و بي خيال باران و آخرين اثرات سرماخوردگي چند روز قبل ، يقه باراني را بالا مي دهم و زير باران پاييزي گيلان زمين شروع مي كنم به رفتن ... نمي دانم كجا مي روم ، هدفم فقط رفتن و قدم زدن زير باران است ! گوشي موبايل را از ترس مزاحمان هميشگي،خانه مي گذارم و سعي مي كنم مسيري را انتخاب كنم كه آشنايي به چشمم نخورد ، مي خواهم براي لحظاتي هم كه شده از آن خودم باشم . با اينكه ساعت از 11 شب گذشته و هوا هم حسابي باراني است ، اما خيابانها هنوز هم شلوغ است و شهر زنده است ... اين زنده بودن را دوست دارم !
ظاهراً آرامم ، ولي خودم هم مي دانم آرامش قبل از طوفان است ، شايد هم سونامي ! اين لحظات را بارها و بارها حس كرده ام ، تجربه كرده ام و ... پشت سرگذاشته ام . گاهي كه خوب فكر مي كنم مي بينم دوران جواني و نوجواني ام را چقدر با استرس گذرانده ام و مي گذرانم . اين احساس فقط مختص به من نيست ... احساس جوانان و نوجوانان دور و برم هم هست ... نمي دانم اشكال از كجاست ، از ماست ، از بالايي هاست ، از پاييني هاست ... نمي دانم .
به هيچ چيز فكر نمي كنم ، حتي آينده . ذهنم خالي خاليست و اين خود احساس خوبي به من مي دهد . احساس بي عاري ! لذت مي برم ، از باراني كه حسابي خيسم كرده ، از باراني كه شيشه هاي عينكم را حسابي كور كرده ! از باراني كه قطره هايش از نوك بيني ام پايين مي افتند ... دلم مي خواست اين حالت را ، اين قدم زدن را ، اين خيس شدن را ، كنار اسكله بندر انزلي حس مي كردم ... در خياباني خلوت ، سايباني پيدا مي كنم تا عينكم را تميز كنم و آخرين نخ سيگار امروز را روشن كنم و ريه هايم را با دودش به حال آورم ... راستي اين سرطان ريه كه مي گويند آدمهاي سيگاري را مي كشد ، چرا سراغم نمي آيد ؟ عزرائيل هم با من نمي تواند كنار بيايد !
به خانه بر مي گردم،با عطسه هاي پشت سر هم و صداي غرغر مادركه مثل چند روز گذشته برايم سوپم آماده كرده...
- مار ! من دِ سوپ نخرم !( نيازي به ترجمه كه نداشت؟) و گوشش به اين حرفها بدهكار نيست ! مادر است خب ! من در اين لحظات فقط به اين موضوع فكر مي كنم كه : زندگي با تمام مشكلاتش ، زيباست و با تمام زيبا بودنش ، مزخرف !
در هفته گذشته 2 فيلم با بازي jennifer lopez ديدم ،يكي فيلم U turn به كارگرداني Oliver Stone و ديگري هم Shall We Dance . اعتراف مي كنم كه زياد از اين رقاصه زن خوشم نمي آمد و با ديدن همان فيلم اول(كه بازيگر مقابلش شون پن بود) بيشتر ازش بدم آمد. چرا كه واقعاً فيلم چندش آوري بود و او در اين فيلم نقش دختر هرزه اي را داشت كه با پدرش ازدواج كرده بود ! ولي در فيلم دوم ، برعكس . واقعاً زيبا و فوق العاده بازي كرد ، البته نمي توان از داستان زيباي فيلم و همينطور بازيگر نقش اول مرد اين فيلم كه برعهده Richard Gere بود براحتي گذشت ، ولي اين دخترك رقاصه هم در اين فيلم با ابهت بازي كرد.اين فيلم را هم به فايل فيلمهاي دوست داشتني ذهنم اضافه كردم.جايي كه فيلمهايي چون Million Dollar Baby ، God Father، The Otheres، گلادياتور و ... در آنجا ذخيره شده اند .

پ ن )
آخرین اظهارات رئیس جمهورتان را شنیده اید ؟ نه ؟ اینجا را بخوانید و همچنان از داشتن رئیس جمهوری اینچنین حال کنید!
همچنین در این باره بخوانید :
نامه یک بزغاله به چوپان ترین رییس جمهور دنیا
