تبليغاتX
Codein !!

Codein !!

!! کدئین
50
 

 

گاهی دلم میخواد خودم رو بغل کنم!...
 
ببرمش روی تخت بخوابونمش!...
 
لحاف رو بکشم روش!...
 
دست ببرم لای موهاش و نوازشش کنم!...
 
حتی براش لالایی بخونم!...
 
وسط گریه هاش بگم غصه نخور خودم جان!!...
 
درست میشه!...
 
درست میشه!...
 
اگر هم نشد به جهنم!...
 
تموم میشه!...
 
بالاخره تموم میشه!!...


 
 
 
+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت2:18توسط |
49
 

 

 نه کوه جا به جا کردم نه شاخ غول رو شکستم ...

  اما خسته ام، مي فهمي؟

 خسته  

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت0:10توسط |
48



این کار تو انتقام کدام کار من بود

من هیچ وقت تو را اینطور آتش نزده بودم!!!





+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت12:8توسط |
47


شاید فلسفه ی وجود کوه این باشد

به قله برسی و فریـــــــــــــــــــــــــــــــــــاد بزنی!!!

گوشهای خدا سنگین است






+نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت15:53توسط |
46


بیش از این حل نمیشوند

اینهمه دلتنگی در من

ته نشین میشوند در دلم!!!





+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت14:24توسط |
45



این روزها خالی از حضور تو

پر از،نیکوتین!

کـــــافئین!!

کدئین!!!




+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت14:59توسط |
44


خسته ام میفهمید؟!

خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.

خسته از منحنی بودن و عشق.




+نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت13:7توسط |
43
 

 

ما از آن پاك دلانيم كه ز ِ كَس  كينه نداريم

 

يك شهر پر از دشمن و يك دوست نداريم

 

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت13:15توسط |
42



هرچه سوال هایم بیشتر میشوند

لبهایم را محکمتر به هم می فشارم

سکوتم عمیق تر میشود!!!





+نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت12:32توسط |
41


نفس میکشم

پلک میزنم

به تو فکر میکنم

نفس میکشم

پلک میزنم

به تو فکر میکنم

و اینها کارهای غیر ارادی است که نمیتوان جلوی هیچ کدام را گرفت!!!





+نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت21:40توسط |